تبليغاتX
Siesta - مشت اول هزار

Siesta

مونولوگ های بی خوابی

 

 مشت اول و دوم خیلی سنگین است٬ نه اینکه هوش و حواست به جاست٬ دیدن ضارب هم ضربه

 

را دردناک‌تر می‌کند. شاید با خیال انتقام آرام شوی! مشت سوم و چهارم را که می‌خوری٬ گیجی٬ ولی

 

باز دلت می‌خواهد بدانی چه کسی زد؟ دلیلش چه بود؟ با خیال قسمت و حکمت آرام می‌شوی. از ضربه

 

پنجم به بعد دیگر هیچ چیز مهم نیست٬ دیگر نمی‌خواهی بدانی چرا؟ کی؟... سکوت می‌کنی٬ غرق

 

می‌شوی توی خودت٬ به دنبال استحقاقت می‌گردی٬ چیزی درون تو باید پاسخگو باشد٬ گناهانت رامرور

 

 می‌کنی٬ اشتباهاتت را ... با هیچ خیالی آرام نمی‌شوی...(-)

 

 

پ.ن: این‌ها را گفتم که بدانی خیلی وقت است مشت ها دو رقمی شده...

 

 

 

این بود انشای من.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 16:55  توسط fokhi  |