تبليغاتX
Siesta - Tahoma -10pt

Siesta

مونولوگ های بی خوابی

من فکر می کنم نوشتن تو بلاگ بی خواننده درست مثل کار این تراکت پخش کن های خیابان است. آنها غریب ترین حس های عالم را دارند اما کسی کاری به کارشان ندارند. می ایستند تراکت را می گیرند جلو تا یکی بگیرد. فرقی نمی کند کی. فقط باید تمام شود. ماها فکر می کنیم اگر تشکر کنیم یا بگوییم "نه ممنون" خیلی به شان احترام می گذاریم. ولی نه .. آنها هیچ فرقی برایشان ندارد که این برگه های  لعنتی چگونه و با چه حسی از دستشان می روند یا کی می گیردشان. فقط می خواهند تراکت ها تمام شوند و بروند پی کارشان...
.. کلمه های ما هم به تراکت های آنان می ماند.

 

پ.ن: سعی بر اینست خزعبلات بنویسم که مایه ی تفرج خاطر شود گرچه اگر از دستمان در رفت مایه تفکر خاطر هم شد اشکالی ندارد .. مثل این پست!
پ.ن : من فدای این تایپ فارسیت بشم!! فقط یه سوال فلسفی برام کپیش اومد که چرا اینقد اینتر زدی وسط جمله هات؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 12:26  توسط makhi  |