تبليغاتX
Siesta - Sadism VS Quiz

Siesta

مونولوگ های بی خوابی

فخی جان طبق فرموده خودتون جای همه "دوراهی " ها گذاشتم  "امتحان" نتیجه را در ذیل مشاهده می کنید:

 

"این امتحان های لعنتی............

به نظرم میاد زندگیامون پر امتحانه. اکثر مواقع ....نه بهتره بگم همیشه سر امتحان قرار داری ولی بعضی از این امتحانا اصلا امتحان به نظر نمیان ...... امتحاننااااا ولی اونقد مشخصه کدوم راهو باید بری که حس سر امتحان بودن بهت دست نمیده البته راه مشخصه همیشه راه درسته نیست که کلی هم جای بحث داره ....بماند.قرضم اینه که سر امتحانا تو بیشتر مواقع یه راهیو چه درست چه غلط انتخاب میکنی ولی امان از اون روزایی که سر امتحان موندیو نمیدونی کدوم راهو باید بری اون موقس که میرسی به یه حسایی تو مایه های شیفت دیلیت خودمون...................

پ.ن:جای همه "امتحان"ها بذار "امتحان"میشه یه پست دیگه..........."

 -------------------------------------------------------------------------------------

الف . نتیجه گیری اخلاقی :

1-  اصولا پیشنهاد های فخی را جدی نگیرید. چون همون طور که ملاحظه می کنید 2 ساعته نشستم دارم جاگذاری میکنم ،  پست جالبی هم  در نیومد که هیچ، فهمیدم پست خودشم چقدر مشکل داشته! (حالا وایسا! جالب ترم میشه!! )

2- تو نمی خوای چیزی رو که تو انشای دبستان یاد دادن رعایت کنی؟! یه متن 4 خطی ، 60 بار یه کلمه رو تکرار کردی؟!

3- یه مشکل بسیار حاد که پیش اومد این بود که جای کلمه  "راه" چی بنویسم؟ .. چون جا "دو راهی" نوشتیم "امتحان" ، شاید جای "راه" بشه نوشت "نیم امتحان" !! یا مثلا "کوئیز" !! می شه در مورد "یه راهی" و .. به اجماع رسید.
دوستان نظر دیگه ای دارن بگن!!

۳ پریم - ضمنا جمله پی نوشتتون کاملا بی مفهوم می شه!!

 

4- مهم ترین نتیجه  اینه ! (گفتم جالب ترم می شه! ) جون فواد! تو روت می شده الان تو چشم من نگاه کنی؟! "قرضم" ؟! نه!! جون هر چی مرده! "قرضم" ؟!! "قرض" اون وقت؟! تو چی فکر می کنی راجع به ما ؟! راجع به خواننده های محترم و فهیم و فکور  (و ایضا شهیدپرور ) این بلاگ؟  فکر می کنی ما گوسفندیم؟! یا یه کاکتوس یا گیاه اوکالیپتوسیم؟! یا مثلا صندلی نیلپر نوع 340 ایم؟! آره؟! چی فکر کردی واقعا؟! "غرض" ات چی بود از این حرکت؟!!! (۱)

(۱) :به این می گویند آموزش غیر مستقیم و بی ریا که در کتب دینی و معارفمان هم خیلی سفارش شده بود. می دانم همه هم یاد آن داستان امام حسن و وضو و .. افتادید و الان هم کلی شاد شدید بقیه مثل شما یاد آن افتادند. اصلا شادی ملیه! .. پوووووووووف!

 

ب . نتیجه گیری های فلسفی:

1- من بیسیار بیسیار حال می کنم با این اعتقادات تو و نگرش تو به دنیا. جهان بینیت تو چشم ام!!

 

ج . نتیجه گیری های اجتماعی :

1-  با این پست خواستم بگم می بینی چقدر راحت می شه یه نوشته، یه کتاب، یه اندیشه، یه تفکر، یه عمر تلاش،  یه روح یا یه انسان رو به فاک داد و به لجن کشید؟! به همین خوشمزگی! من شرط می بندم عمرا کسی به چیزی که تو گفتی توجه نکنه دیگه! برادر، زندگی پر است از این بازی ها. بستگی داره منو تو کدوم راه رو انتخاب کنیم از  این دوراهی!

2- کاش یکی لا اقل توجه می کرد در (الف) و (ب) از ضمیر "ها" اشتباه استفاده شده و جایی که "ها" اومده فقط یه مورد داریم، جایی هم که نیومده چند مورد! حالا که هیشکی دقت نکرده منم درستش نمی کنم! ( ایضا زندگی پر است از این بازی ها!)

 

این هم بود کرم من!

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 22:9  توسط makhi