تبليغاتX
Siesta - B like Bikhial

Siesta

مونولوگ های بی خوابی

بچه یک ساله ی برادرم نشسته زیر صندلی و با دقت پایه های آن را نگاه می کند. گه گداری با نهایت احتیاط آن را لمس می کند و می خندد. هر چند وقت یک بار یک نگاهی هم به ما می اندازد که ببیند همراهی اش می کنیم یا نه .. یک ساعتی می شود میخ این صندلی شده .. نمی دانم .. شاید بچه ها چیزهایی می بینند که ما نمی بینیم ..

به برادرم می گویم: چه راحت بچه ها سرگرم یک چیز ساده می شوند .. نه؟ ..
می گوید: ما بزرگ تر ها هم همین طور.

با خودم فکر میکنم چقدر راست می گوید .. او باید یک پیر دِیر یا دست کم یک فیلسوف می شد ..

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 18:19  توسط makhi