عجب صدایی دارد ان قناری گوشه اشپز خانه صدایش تمام فضای خانه را پر میکند میگوید هر گاه خانه
شلوغ است بیشتر و بلند تر میخواند تایید میکنم و میگویم خوشحال است مهمان دارید...
انها مهمان داشتند وما بند وبساطمان را کول کرده ایم و سر از اینجا در اورده ایم یک کیس کامپیوتر که
قول تعمیرش را یک هفته ایست داده ام- کتاب- کوله -ساک لباس فردا صبح- کفش و بقیه اقلام مورد
نیاز.......
او ناراحت است از این شرایط و به قبرستان میرود .........میگویند بهترین مکان براای ارامش است در این
حالات............قبول دارم...
در این جور مواقع کارش همین است.....من هم...
او مقابله میکند با این شرایط..........من هم...
ورزش میکند استخر میرود کار میکند وامید به اینده دارد............من هم.....
من به روی خودم نمیاورم ....او نه....
برف میبارد و برنامه هایم به هم خورده میمانم و استراحت میکنم تا صبح....
این بود انشای من.
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 22:17  توسط fokhi
|